أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
5
قانون ( فارسى )
اثر داروى سمى - كه گويند فلان مزاج را به بدحالى مىكشاند ، فلان سم عفونت در بدن ايجاد مىكند ، به همان دارو تنها بر اندامى اثر مىگذارد - ممكن است در هرحال بعد از مدت زمانى پديد آيد . اگر داروى سمى عفونتآور باشد ، تا بيشتر در بدن بماند اثراتش بدتر مىشود . براى رهايى از اثر داروى سمى ، يا بايد دارو تحليل برود و به صورت عرق بيرون آيد و يا بايد پادزهر همان دارو را به كار برد . اين ملاحظه را فراموش مكن ! كه داروهاى مخدر اگر داخل بدن گرم مزاج گردند ، با دو حالت روبرو مىشوند ، يكى از اين حالات ناتوان مىشود و آن حالت ديگر توانايى بيشتر مىيابد . حال هركدام از اين دو حالت بر ديگرى غالب آمد ، حكم دست او است . مثال مىآورم . كسى داراى مزاج گرم است و داروى مخدر خورده است كه بايد او را بكشد . قلب شخص گرم مزاج - كه بسيار گرم است - تأثير دارو را از خود دور مىسازد و آن را نمىپذيرد ، در نتيجه تأثيرش بر قلب ضعيف مىشود . از سوى ديگر در بدن گرم مزاج - كه تا اندازهاى گوهر سرد و سنگين دارو را كمى كممايهتر و لطيفتر مىكند - شريانهاى گرم مزاج در اوج قدرت و توانايى به جذب مشغولند و دارو را در حالتى كه بسته مىشوند به سوى خود مىكشند ، در نتيجه اثرش بسيار بدتر مىشود . بويژه كه مزاج دارو با مزاج انسان ضديت دارد . ممكن است همين نظر دربارهء داروى گرم مزاج سمى نيز تطبيق كند . مزاج گرم بدن آن را از قلب دفع مىكند و نيرويش را تحليل مىبرد ؛ ليكن شريانهاى گرم مزاج آن را جذب مىكنند و همان نتيجهء مذكور را مىبخشد . ازاينرو جالينوس مىفرمايد : « قونيون » كه فكر مىكنم منظورش همان بيش ( فربيون - شير گياه سگ - نسخه . ) يا سم قاتل ديگرى باشد كه انسان را مىكشد اما پرندهء سار سياه را نمىكشد ؛ زيرا تا مدتى اثر دارو به قلب سار نمىرسد و در اين مدت چنان از بدن تأثيرپذير شده است كه اثر سمى آن نمانده و تبديل به مادهء غذايى شده است . مىگويم اين فرمودهء جالينوس تا حدى صحيح است ؛ اما بايد مناسبات بين اثرگذار و اثرپذير را نيز مراعات كرد . جالينوس از كجا دانسته است كه ( قونيون - فربيون - نسخه . ) نسبت به مزاج عمومى حيوانات سم قاتل است ، مشروط بر اينكه بر قلب حيوان اثر گذارد و اثر را از دست نداده باشد ؟ تا آنوقت همين قياس را بر انسان بكند و بفرمايد از آنجا كه به سرعت به قلب انسان مىرسد و تأثير را از دست نداده است انسان را مىكشد . يعنى مىخواسته بفرمايد اگر احيانا اثر قونيون دير به قلب انسان برسد ممكن است انسان را هم نكشد ، كه حقيقت چنين نيست . چرا فكر نكرده است كه قونيون - كه انسان را مىكشد - براى سار ممكن است سم نباشد . حتى اگر مدت زمانى بر آن نگذرد و حتى اگر به غذا تبديل نشود سار از آن تأثيرپذير نخواهد بود . خود جالينوس در همين زمينهء سمها مىفرمايد : « پيرزنى بود اول مقدارى بسيار كم از بيش خورده بود و به تدريج بر آن افزود تا در نتيجه جسم پيرزن با بيش خو گرفت و هرچند بيش مىخورد اصلا زيانى نمىديد . »